المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

66

مروج الذهب ( فارسى )

بخدايى كه جان ورقه به كف اوست تو پيمبر اين امتى كه آزارت كنند تو تكذيب شوى و برونت كنند و بجنگت كشانند ، اگر آن روز بودم خدا را چنان كه داند يارى خواهم كرد » . دربارهء او خلاف كرده‌اند ، بعضى پنداشته‌اند كه نصرانى بمرد و ظهور پيمبر صلى الله عليه و سلم را در نيافت و بدين وى ره نبرد . بعضى ديگر گفته‌اند وى مسلمان مرد و پيمبر صلى الله عليه و سلم را مدح كرد و گفت : « مىبخشد و در ميگذرد و بدى را سزا نمىدهد و هنگام ناسزا و خشم غيظ را فرو ميبرد . » و هم از فترتيان عداس غلام عتبة بن ربيعه بود . وى از مردم نينوى بود و پيمبر صلى الله عليه و سلم را به طايف هنگامى كه براى دعوت طايفيان بسوى خدا عز و جل رفته بود ديدار كرد و با پيمبر صلى الله عليه و سلم در باغ حكايتى داشت و در جنگ بدر بر دين مسيح كشته شد . وى از جمله كسانى بود كه ظهور پيمبر صلى الله عليه و سلم را بشارت مىداد . و هم از آنها ابو قيس صرمة بن ابى انس بود كه از انصار و از بنى نجار بود ، وى راهب شد و پشمينه پوشيد و از بت‌پرستى كناره گرفت و بخانه‌اى نشست و آن را عبادتگاه خويش كرد كه حائض و جنب بدان در نيايد . مىگفت : « من خداى ابراهيم را پرستش مىكنم . » و چون پيمبر صلى الله عليه و سلم به مدينه آمد مسلمان شد و اسلامش نكو شد و آيهء سحر كه گويد : « بخوريد و بنوشيد تا رشتهء سپيد از رشتهء سياه سحرگاه بر شما نمودار شود » دربارهء وى آمد و هم او بود كه دربارهء پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم گفته بود : « ده و چند سال در مكه ميان قريش بسر برد مگر دوست موافقى بيابد » . هم از فترتيان ابو عامر اوسى بود كه نامش عبد عمرو بن صيفى بن نعمان بود و از بنى عمرو بن عوف از قبيلهء اوس بود و همو پدر ابو حنظله غسيل الملائكه بود وى مردى شريف بود كه در جاهليت راهب شد و پشمينه پوشيد و چون پيمبر صلى الله عليه و سلم به مدينه آمد با او حكايتى دراز داشت و با پنجاه غلام از مدينه برفت و در شام نصرانى بمرد .